تحلیل رمزشناختی داستان شیخ صنعان
چکیده
این مقاله به بررسی رمزشناختی داستان شیخ صنعان از کتاب منطقالطیر عطار نیشابوری اختصاص دارد. در این بررسی با درنظر گرفتن جایگاه این داستان در منظومهی عطار، نمادهای آن با توجه به روایت متون مقدس از خلقت آدم و حوا و هبوط آن دو از بهشت به زمین بازتعریف شده است. به نظر می رسد که هدف غایی عطار از بیان این روایت رمزی ارائهی تفسیری عاشقانه از سرگذشت انسان باشد. بر این اساس میتوان شیخ صنعان را سرنمون ازلی آدم، دختر ترسا را سرنمون ازلی حوا، مکه را سرنمون ازلی بهشت، روم را سرنمون ازلی دنیا و سفر شیخ صنعان از مکه به روم و بازگشت از روم به مکه را سرنمون ازلی هبوط آدم و حوا به زمین و بازگشت آن دو به آسمان دانست.
روایت شناسی شرح شطحیات
نوشتار حاضر به روایت شناسی کتاب شرح شطحیات نوشته روزبهان بقلی اختصاص دارد. به این منظور، پس از بررسی و تعریف دو اصطلاح «روایت» و «شطح»، روایات کتاب دسته بندی و در نهایت شش گونه اصلی روایت تشخیص داده شده است: معما، گزارش، حادثه، گفت و گو، خود زندگی نامه (رمانس صوفیانه)، حکایت ترکیبی. در بررسی هر یک از این انواع، همراه با ذکر نمونه هایی از روایات، ویژگی های نوعی آن ها ذکر شده است.
زبان عامیانه در غزل حافظ
این مقاله نخستین بار در سال 1385 در شماره ی31 نامه فرهنگستان با همین عنوان به چاپ رسیده است.
چکیده
این مقاله به جستجوی عناصر عامیانه در غزل حافظ اختصاص دارد. بررسی کمیت و کیفیت تاثیر پذیری حافظ از عناصر عامیانه و چگونگی هم نشینی زبان عامیانه و زبان ادبی هدف اصلی این مقاله است. بدین منظور ابتدا سعی شده با استفاده از منابع معتبر تعریفی از زبان عامیانه ارائه شود و پس از آن واژگان، ترکیبات، کنایات، ،ضربالمثل ها و سایر عناصر عامیانه ی غزل حافظ بازکاوی و طبقه بندی شود.
واژگان کلیدی: حافظ، دیوان حافظ، عناصر عامیانه، غزل.
ادامه ی مطلب را می توانید در این جا مشاهده کنید.
گونه های نثر غنایی
این مقاله برای نخستین بار در همایش منطقه ای «ادبیات غنایی و گونه های آن» در دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا ارائه شده است.
چکیده
این مقاله به بررسی سه گونه ی نثر غنایی در ادبیات فارسی اختصاص دارد. این سه گونه عبارت است از: نثر فنی، نثر رمانس، نثر صوفیانه. به گمان نگارنده نثر فنی به دلیل عدم تناسب محتوا و فرم، نثری نامتناسب و ناهنجار است. نثر رمانس علی رغم داشتن محتوایی عاشقانه نسبت به فرم و سبک زبان بی اعتناست. اما نثر صوفیانه را به دلیل تناسب زبان موزون با محتوای ایدئولوژیک آن می توان متناسب ترین گونه ی نثر فارسی دانست.
وازگان کلیدی: ادب غنایی، نثر فنی، رمانس، نثر صوفیانه.
گزارش یک رویای سرخ
این مقاله نخستین بار در سال 1379 در شماره ی53 مجله ی ادبیات داستانی با همین عنوان به چاپ رسیده است.
چکیده:
«عقل سرخ»یکی از داستانهای پارسی شیخ اشراق است. این داستان اثری است رمزی که به تفسیر فلسفی جهان میپردازد.در این نوشتار ما در سه سطح روایتشناسی و رمزشناسی و معنیشناسی این داستان را بررسی میکنم.هدف ما در مرحله روایتشناسی،جستوجوی عوامل سادهء داستانی مانند طرح،شخصیتپردازی،توصیف و مانند آنها نیست، بلکه منظور اصلی،آشکار کردن عوامل پنهانیتر و مؤثرتر این روایت است.در رمزشناسی نگاه خود را بیشتر به رمزهای داستان میانی این اثر معطوف میکنیم و با در نظر گرفتن دو اثر ارزنده پیشین در این باره،رمزهای این داستان میانی را بازیابی خواهیم کرد در منزل سوم و فرجامین این جستار نیز به معنیشناسی و شناخت لایهء سوم این اثر خواهیم پرداخت.
عوامل داستانی فارسی شکر است
این مقاله نخستین بار در سال 1381 در شماره ی 34 مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز با همین عنوان به چاپ رسیده است.
چکیده :
در این مقاله داستان فارسى شکر است نوشته محمد على جمالزاده از دید تکنیکهاى داستاننویسى بررسى شده است.بررسى عوامل داستانى درونمایه، طرح، زاویه دید و شخصیت پردازى و چگونگى برخورد جمالزاده به عنوان اولین داستاننویس معاصر به این عوامل و میزان موفقیت وى در نوشتن داستانى با معیارها و فنون داستاننویسى مدرن، هدف نهایى این مقاله را تشکیل مىدهد.
کلمات کلیدی :
1.جمالزاده 2.«فارسى شکر است»3.مقامه 4.حکایت 5.درونمایه 6.طرح 7.زاویه دید 8.شخصیتپردازى 9.تیپ 10.جدال 11.تقابل
گلستان سعدی و ابراهیم گلستان
(این مقاله نخستین بار در سال 1382 در شماره ی 71 کتاب ماه ادبیات و فلسفه با همین عنوان به چاپ رسیده است.)
چکیده: مقاله حاضر به بررسی چگونگی تأثیر ابراهیم گلستان از سبک نثر سعدی در کتاب گلستان اختصاص دارد.نثر ابراهیم گلستان از سه جنبه کلی از گلستان سعدی متأثر شده است. الف:به کار بردن جملاتی که دارای وزن عروضی هستند. ب:کابرد جملات قصار.ج:به کار بردن صنایع بیانی و بدیعی همانند استعاده، تشبیه، مجاز، سجع، جناس و غیره.
واژگان کلیدی:ابراهیم گلستان، سعدی، گلستان، وزن عروضی، صنایع ادبی، جملات قصار.
تأثیر متون کهن بر نثر داستانی معاصر
(این مقاله پیش از این در سال 1384در شماره ی 94 کتاب ماه ادبیات و فلسفه با همین عنوان به چاپ رسیده است.)
با انتشار مجموعه داستانى یکى بود یکى نبود در سال 1300 ه.ش. نثر فارسى قدم به مرحله نوینى از حیات خود گذاشت.هدف اصلى جمالزاده از انتشار یکى بود یکى نبود، آفریدن سبک تازهاى در نثر فارسى بود، سبکى که بتواند مفاهیم داستانى را به سادهترین شکلى به خواننده انتقال دهد.نویسندگان جوان همانند هدایت و چوبک به تقلید از جمالزاده و البته هر یک با سبکى متمایز و منحصر به خود، راه وى را ادامه دادند و به این ترتیب نثر داستانى معاصر و به تدریج شکل گرفت. خصلتهاى اصلى این نثر سادگى و پرهیز از مغلقگویى و گرایش به زبان عامیانه بود.
با وجود آنجه کهدر سطور فوق ذکر شد، نویسندگان معاصر هیچ گاه پیوند خود را با متون کهن فارسى قطع نکردند.آنان به شیوههاى متفاوت سعى کردند با حفظ ویژگى اصلى نثر معاصر یعنى سادگى، ارتباط خود با متون کهن را به خواننده نشان دهند.در نثر برخى مانند جمالزاده این ارتباط آشکار و در نثر برخى دیگر مانند گلستان این ارتباط شکلى پنهانى و تا حدى زندانه دارد.این نوشتار به بررسى چگونگى تأثیر متون کهن بر نثر هشت تن از نویسندگان طراز اول معاصر اختصاص دارد.ذکر اینن کته ضرورى است کهآثار دو نویسنده دیگر نیز یعنى صادق هدایت و بهرام صادقى بارى انجام این تحقیق مطالعه شده، اما به علت فقدان ویژگىهاى کلاسیک در نثر این دو، نام آنان از گزارش نهایى حذف گشته است.در زیر آثار نویسندگان هشت گانه مذکور را به صورت جداگانه مطالعه مىکنیم.
← صفحه بعد
نظرات ()
